محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

140

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

داده علم جدال و قتال برافراشتند و لشكريان را بر آن حصار قسمت نموده هر طرفى را بيكى از سرداران بهادر و جنگ آوران با تهوّر سپرده همّت بر تسخير آن حصار گماشتند . و مرشد قليخان در اندرون قلعه پرتو التفات بر ضبط و ربط آن حصار استوار انداخته از لوازم و شرايط قلعه‌دارى آنچه از قبيل ممكنات باشد سامان نموده زمام محافظت هر برجى را به كف اختيار و قبضهء اقتدار سردارى با شوكت و پهلوانى صاحب قدرت داده خود بر بام دروازهء قلعه بساط استيلا افكنده شاميانهء استعلا برافراخت و صداى كوس قلعه‌دارى و آواى كرّه‌ناى سپهسالارى در طاق اين رواق انداخت و چند كرّت مصلحان و خير خواهان فصيح زبان بپاى حصار رفته ابواب نصايح سودمند برگشادند و در نصيحتگرى [ 78 ] و مآل انديشى داد سخن دادند ، اما هيچ فايده‌اى بر آن مترتب نگرديده و نتيجه‌اى از آن مقدمات بظهور نرسيد و آن جماعت از عدم تأثير سخنان خير مآل خود كمال انفعال يافته بمقام خود مراجعت نمودند و چون ظاهر شد كه والى تربت پذيرندهء صلح و شنوندهء نصيحت نيست و ترك عناد و رفع فساد نميكند و گردن اطاعت بربقهء انقياد در نمىآورد ، امر عالى شاهزادهء غضنفر نهاد از مكمن غضب نيران لهب شرف صدور يافت كه غازيان ظفر فرجام و لشكريان بهرام حسام ، بآداب حرب و استعمال آلات طعن و ضرب اشتغال نمايند و در تسخير آن حصار و تخريب بنيان و جدار كمال اقتدار ظاهر سازند و رايت قلعه‌گيرى ببازوى جلادت و دليرى برافرازند . بنابرين ، جمعى كثير از بهادران دلير و متهوران صاحب تدبير ، با تفنگ و تير ، مركب ستيز بعزم جنگ و خونريز از جاى برانگيخته بميدان كارزار آمدند و در عرصهء جنگ و پيكار قدم ثبات و قرار استوار ساختند و از اندرون حصار نيز جوقى از سپاه كينه خواه بدفع آن جماعت پاى جرأت بيرون نهاده و مركبان